چگونه فیلم نامه بنویسیم؟
ایده و طرح اولیه
ابتدا برای نوشتن فیلم نامه بایستی که ایده ای خام در سر داشته باشید ایده ای که بعده ها شاخه برگ پیدا کرده بزرگ شده تا اینکه به ایده ای حرفه ای و پخته تبدیل شود همان طور که یک ساختمان برای بنا شدن نیاز به پی دارد تا بر آن بنا شود، هر داستانی هم قبل از بنا شدن نیاز به زیر بنایی دارد تا ساختمان داستان بر آن بنا شود

شاید برای رسیدن به ایده ای قابل قبول با دشواری هایی روبرو شوید. شاید شما در گام های اولیه تصمیم بگیرید، فیلم نامه ای بر اساس واقعیتی که دیده یا تجربه کرده اید بنویسید. همه چیز از دیدگاه شما راحت است. کافی است وقایع را آن طور که پیش آمده سلسه وار بنویسید. اما به محض اینکه آن را به دیگران عرضه می کنید با کوهی ازعیب و ایراد مواجه شوید و خودتان نمی دانید چرا. ممکن است تنها با خودتان بگویید << این یک واقعیتی است که اتفاق افتاده است….>>
البته ممکن است چیزی که شما از واقعیت نوشته اید چیز خوبی در بیاید، تنها اگر اصول در آن رعایت شده باشد.
طرح چیست؟ طرح داستان از رویدادها و وقایع مهمی در یک داستان معین ساخته شده است. مهم به این دلیل که وقایع، پیامدهای مهمی را به دنبال دارد.
اگر شما بخواهید داستان پسری را بنویسید که می خواهد بدود. این ایده نه اتفاق مهمی را به دنبال دارد و نه پیامدهای مهمی. هزاران پسر در طول روز ممکن است بدوند و هیچ اتفاقی هم نیفتد. اما اگر شما بخواهید فیلم نامه ای از پسر معلولی که می خواهد بدود بنویسید این هم اتفاق مهمی است هم وقایع مهمی به دنبال خود دارد. علت و معلول این جیزی است که طرح داستان را میسازد.
هیچ فکری به تنهایی و به خودی خود طرح داستان نیست. طرح داستان نوعی نگرش نسبت به چیزهاست. نوعی نحوه ی تصمیم گیری درباره ی اهمیت چیزها و نشان دادن این اهمیت از طریق خلق و مرتبط کردن وقایع داستان به هم است انشان دادن این اهمیت از طریق خلق و مرتبط کردن وقایع داستان به هم است. باید چیزی خلق کنید که یک کنش درا ماتیک داشته یاشد. بدون کنش دراماتیک داستان شما نه جذاب خواهد بود, نه مخاطبی دارد.
وقتی شخصیت داستان برای رسیدن به هدف که چیز باارزشی است حرکت کند مانع یا موانعی که سد راه شخصیت می شود و شخصیت با آن به مبارزه بر می خیزد تا آن را از سر راه خود بردارد. یک کنش دراماتیک ایجاد شده است. یک رابطه علت و معلولی را رقم زده است.
مشخص نمودن نوع فیلم نامه

بعد از نوشتن طرح فیلم نامه که در واقع پی و شالوده ی کار شماست حالا باید قلم را برداشته و شروع به نوشتن بکنید. اما لازم است مشخص کنید شما قرار است چه نوع فیلم نامه ای را بنویسید.
فیلم نامه های داستانی به ۲ بخش تقسیم می شود
۱٫فیلم نامه کوتاه
۲٫فیلم نامه بلند (که هر کدام از آنها به چند بخش تقسیم میشوند.که در چارت زیر تقسیم بندی آن را مشاهده می کنید)
* کوتاه کوتاه ۲-۴ دقیقه
بر مبنای یک واکنش دراماتیک با یک بحران
*فیلم نامه کوتاه متداول ۷-۱۲ دقیقه
بر مبنای یک واکنش دراماتیک با یک بحران یا بیشتر
*کوتاه متوسط ۲۰-۲۵ دقیقه
بر مبنای یک واکنش دراماتیک پیچیده تر با بحران های چندگانه
*کوتاه بلند ۳۰دقیقه یا بیشتر
بر مبنای یک واکنش دراماتیک پیچیده تر با بحران های چندگانه بحران: نقطه ای در یک کنش که در آن شخصیت با یک مانع رو به رو می شود
*فیلم نامه بلند: به صورت معمول فیلم بلند معادل ۱۲۰ دقیقه می باشد.
هر ۱ دقیقه فیلم تقریبا معادل یک صفحه فیلم نامه است.
موضوع فیلم نامه را مشخص کنید

تمام فیلم نامه ها دارای داستان و موضوعی هستند که اتفاقات حول محور این موضوع در چرخش است بنابراین میبایست ابتدا اندیشه کلی اتان را به صورت یک قضیه ی نمایشی مشخصی دراورید و این نقطه شروع فیلمنامه اتان است. هر داستانی دارای شروع-میان و پایان مشخص است. برای مـثال در فیلم *بانی و کلاید*
شروع داستان ملاقات بانی و کلاید و تشکیل دسته اشان را نشان میدهد در بخش میانی آن ها بانک های متعددی می زنند و نمایندگان قانون به تعقیب آن ها اند و در انتها این گروه گرفتار نیرو های قانون شده و در نهایت کشته میشوند.
-آغاز و روبرویی گره گشایی هم در اینجا دیده میشود.
وقتی بتوانید موضوعتان را در یک چند جمله از نظر ماجرا و شخصیت به طور خلاصه بیان کنید تازه شروع کرده اید به گسترش و توسعه ی عناصر ساختاری فیلم نامه اتان و آنگاه میتوانید اندیشه اصلی داستانتان را به روشنی و خلاصه بیان کنید
چگونگی خلق شخصیت

شما میبایست شخصیت های اصلی داستان را مشخص کنید. سپس عوامل تشکیل دهنده زندگیش را به دو بخش عمده بیرونی و درونی تقسیم کنید. زندگی درونی شخصیت از زمان تولد تا لحظه ی شروع فیلم است.
و همان طور که ابتدا گفته شد شما به عنوان نویسنده باید تمام جزئیات را راجع به شخصیت خود بدانید اما لازم نیست که همه اطلاعات را در داستانتان بیاورید. چرایش هم به این دلیل است که شما باید شخصیتتان را بشناسید تا بتوانید شخصیتی را بیافرینیدو بخش بیرونی شامل طرز رفتار، خلق و خوی و عوامل تاثیر گذار همانند دوستان، دشمنان و افراد اطراف مورد نظر شخصیت شما میشودبرای شروع بنای شخصیت از زندگی درونی شخصیت شروع کنیدشخصیت داستان شما مرد است یا زن؟ فرزند اول خوانواده است؟تک فرزند است؟ متولد کدامین شهر و یا کشور است؟وقتی شروع به شکل بخشیدن شخصیت از تولد به بعد میکنید،خواهید دید که چگونه شخصیت در پوست و گوشتا ساخته میشود.زمانی جنبه های درونی شخصیت داستان را در زندگی نامه او مشخص کردید،به جنبه های بیرونی بپردازید.جنبه بیرونی داستان به زندگی دیگر عوامل فیلم اشاره میکند که با شخصیت اصلی در رابطه اند ،این عوامل چه کسانی اند و چه میکنند؟ آیا از زندگیشان راضی اند؟ و……
جهت بندی داستان(شروع و پایان)

جهت بندی داستان بدین معناست که شما باید از شروع و پایان فیلم نامه خود کاملا آگاه باشید زیرا اگر شما از ابتدای امر ندانید که عوامل داستان چه اهدافی را دنبال میکنند و قصد دارند به چه نتیجه ای برسند احتمال گمراه شدن داستان در میانه راه و یا حتی در اواخر داستان زیاد است بنابراین تکلیف خود را مشخص نموده تا از لغات،توصیفات و تفکرات خلاقانه خود به درستی هرچه تمام تر استفاده کنید تا به نقطه عطف داستان خود برسید این قسمت را میتوان دشوارترین کار یک نویسنده بیان کرد زیرا مکمل دو قسمت قبل و بعد خود یعنی شروع وپایان است یعنی اگر شما با شروعی نامناسب داستان را آغاز کنید نقطه عطف داستان میتواند این نقص بزرگ را به راحتی بپوشاند لیکن اگر شما با شروعی حرفه ای و قابل قبول شروع کنید ولی در نقطه عطف رو به ضعف رود در اکثر اوقات مخاطب شما نقطه شروع را نادیده گرفته و به نقطه میانی کار مینگرد. همچنین این نکات در مورد پایان فیلم نامه ما هم صدق میکنند با تفاوت اینکه یک پایان حرفه ای به اندازه ای که نقطه عطف را میپوشاند یک شروع خوب نمیتواند این کار را انجام دهد.
بنا کردن فیلم نامه
اکنون تمام پیش نیاز های مناسب برای نوشتن یک فیلم نامه در ذهن شماست حال قلم و کاغذ بدست شوید و هرچه در ذهن خود میگذرد بروی ورق آورید خود را در درون داستان قرار دهید و هرگاه در مورد یکی از شخصیت ها دچار تردید و یا مشکل شدید خود را به جای آن کارکتر بگذارید و بسنجید که او چگونه شخصی است؟یا اگر میخواهید از زبان راوی فیلم زیبایی منظره ای را توصیف کنید خود را در آن فضا قرار داده و حس درونی خود را در قالب از لغات در داستان آورید.
نتیجه گیری از داستان
بنا کردن و نتیجه گرفتن از عناصر داستانی بخشي جداییناپذیر از فن و هنر فیلمنامهنویسی است. هر صحنه، هر سکانس و هر نکته داستانی باید بنا شده و تعریف شود و بعد در جای درست از آن نتیجهگیری شود. نباید چیزی را بنا کنید و بعد از آن نتیجهای نگیرید.
یادتان باشد که برای هر کنشی، واکنشی در جهت مقابل آن و البته مساوی با آن وجود دارد.
اختصاصی سایت “دو فصل”
شخصیت پردازی ( Characterization )
ارائه شخصیت و عینیت بخشی به شخصیتی به مدد خصلت ها و ویژگی های خاص او توسط بازیگر.
بر خلاف رمان که در آن ، شخصیت ها را هم درونی و هم بیرونی می توان تشریح کرد ، در سینما شخصیت پردازی ، به تصویر کردن حضور ، گفت و گو و کنش ها و واکنش ها محدود می شود ، به این ترتیب شخصیت پردازی در سینما سخت تر از رمان است.
شخصیت پردازی موفق در سینما ، آن شخصیت پردازی است که علاوه بر ژست ها و رفتارهای ظاهری شخصیت چشم اندازهایی از سرشت و ماهیت وجودی و نیز نشانه هایی از علت رفتارهای او را در اختیار تماشاگر بگذارد تا او بتواند درباره شخصیت مورد نظر ، چه ویزگی های ظاهری و چه ویزگی های باطنی اش که در ذهن سازندگان بوده ، دید بهتری پیدا کند و در نتیجه قضاوت درست تری بکند و همراهی اش با شخصیت بیشتر شود. در واقع هر شخصیتی بعد تیپیکال و کلیشه ای خود را دارد که باعث می شود شبیه خیلی از افراد قشر و گروه خود باشد اما وقتی به لایه های عمیق شخصیتش بپردازیم ، خاص و منحصر به فرد می شود.
در اولین مرحله این شخصیت باید به خوبی در نزد نویسنده هویت پیدا کند ، در مرحله بعد این کارگردان است که باید به خوبی با شخصیت آشنا شود و آن را به بازیگرش منتقل کند و در نهایت این بازیگر است که بعد از درک درست از شخصیت و برقراری ارتباط با او ، باید بتواند آن را به تصویر بکشد.
برخی از فیلم ها بر شخصیت از پیش شناخته شده نقش های اصلی تکیه می کنند و به طور مکرر در فیلم ها از این بازیگران با همان ویژگی ها استفاده می کنند ، برای مثال شخصیت جان وین ( John Wayne ) در اکثر فیلم هایش یکسان است یا محمد رضا گلزار در فیلم های ایرانی به عنوان یک جوان عاشق پیشه نه چندان عاقل. اما در این میان ، بازیگری تواناست که در هر فیلم خود نوآوری و تنوع خاصی در شخصیت پردازی ارائه کند و تنها به شخصیت از پیش شکل گرفته ای که برایش در نظر گرفته اند اکتفا نکند.
با معیار های متفاوت ، می توان تقسیم بندی های متفاوتی از شخصیت ارائه داد ، برای مثال :
از جهت نمود های رفتاری : شخصیت های درون گرا و شخصیت های برون گرا.
از جهت پرداخته شدن در فیلم : سطحی ، عمیق و عبوری.
از جهت اخلاقی و پایبندی به قوانین : به اصطلاح شخصیت های سیاه ، سفید و خاکستری.
و …
در اینجا ما بدون توجه به تقسیم بندی خاصی تنها به شخصیت های مرسوم که بسیار مصطلح هستند اکتفا می کنیم :
پروتاگونیست ، قهرمان مرد ( Hero – Protagonist )
شخصیت اصلی مرد در رمان ، نمایش نامه یا فیلم که خواننده یا تماشاگر او را دوست دارند. قهرمان ها بسته به ملت ها و فرهنگ هایی که در آنها شکل می گیرند با هم فرق دارند و حتی در هر جامعه مشخص هم ، بسته به دوران های زمانی ، با هم متفاوت هستند. قهرمان ها ، به نوعی تخیلات و آرمان های تماشاگران را ارضاء می کنند. قهرمان های سنتی معمولا شخصیت های خوش سیما و جذابی هستند که صاحب فضیلت های اخلاقی هستند و با شخصیت های خبیث در می افتند ، اما به تدریج سینما ، قهرمان هایی را در خود جای داد که کمتر در بند اخلاقیات هستند و به اندازه قهرمان های سنتی زیبارو نیستند ولی از نظر برخورد با اجتماع و ظلم ستیزی قهرمانانه رفتار می کنند.
در سال های اخیر ، قهرمانان بیش از پیش به مردم عادی شبیه شده اند ، به اندازه قهرمانان گذشته جذاب نیستند ، لزوما اندام متناسب ندارند ، مانند سابق قدرت بدنی فوق العاده ندارند و روحیات و خصوصیات پیچیده تری دارند ولی کماکان احساسات خاص و استقلال و قدرت ویژه ای را به نمایش می گذارند برای نمونه رابرت دنیرو ( Robert De Niro ) ، داستین هافمن ( Dustin Hoffman ) در بسیاری از فیلم هایشان این نوع قهرمان را به نمایش گذاشته اند.
قهرمان زن ( Heroine )
شخصیت اصلی زن در رمان ، نمایش نامه یا فیلم که عموما زنی است با شخصیتی تحسین برانگیز که تماشاگران او را دوست دازند. قهرمان های زن نیز بسته به جوامع و دوره های زمانی متفاوت اند. زیبایی ویژگی بارز زنان قهرمان فیلم هاست. قهرمانان زن سنتی معصوم ، تا حدودی آسیب پذیر و اخلاق گرا بودند بعد تر کمی ویژگی های مردانه پیدا کردند و استقلال بیشتری از خود نشان دادند.
در سال های اخیر ، قهرمانان زن دستخوش تحولی اساسی شده اند و جنبش فمنیسم ، تاثیر بارزی بر این تحول داشته. این قهرمانان چون قبل به اخلاقیات پایبند نیستند ، اما روحیه استقلال طلبی خاصی دارند ، از نظر روحی و حتی گاهی از نظر جسمی قوی تر به نظر می رسند ، قادرند پا به پای مردان و حتی گاه بهتر از آنها از پس انجام امور بر بیایند. آنها زیبا هستند و رفتار و ظاهری غیر کلیشه ای به نمایش می گذارند.
آنتاگونیست ، شخصیت خبیث فیلم ، بدمن ( Antagonist )
شخصیت مقابل قهرمان که معمولا آدم بد فیلم است که رو در روی قهرمان فیلم می ایستد و بخش اعظم هیجان های فیلم ناشی از اوست ، که قهرمان را وادار به واکنش می کند و معمولا این تقابل به شکست خود او می انجامد.
آنتاگونیست یا ذاتا خبیث و بدجنس است و یا روند زندگی اش او را به سمتی می برد که به خاطر عقده های روانی ، به مخالفت با قهرمان یا جامعه می پردازد و دست به شرارت می زند ، مانند بسیاری از شخصیت های بد فیلم های هیچکاک .
این شخصیت های خبیث گاهی عمومی و جهانی هستند مانند آنچه در سری فیلم های جیمز باند ( James Bond ) یا بتمن ( Battman ) می بینیم و یک نفر قصد دارد به شیوه ای شرورانه بر جهان مسلط شود و بر آن حکومت کند ، و یا حوزه خباثت او محدوده کوچکتری است مثلا در یک شهر یا در یک خانه و حتی در میان خانواده اش ، مانند یک قاتل ، برای مثال هانیبال لکتر در فیلم سکوت بره ها ( The Silence Of The Lambs ) ، ساخته جاناتان دمی ( Jonathan Demme ) ، به عنوان دکتر دیوانه ای که بی رحمانه دست به جنایت می زند.
سینما به این حقیقت پی برده که هر چه بر قدرت و شرارت آنتاگونیست فیلم بیفزاید فیلم برای تماشاگر جذاب تر می شود زیرا شکست او نیازمند اعمال نیرو و قدرت بیشتر از سوی قهرمان و در نتیجه ویژه تر شدن جایگاه او در نزد تماشاگر است ، به همین خاطر است که معمولا قدرت های عجیب و غریب و نیروهای شیطانی عظیمی را در نهاد شخصیت خبیث فیلم می بینیم.
ضد قهرمان ( Antihero )
چهره و شخصیتی که خواننده یا تماشاگر با او همذات پنداری می کند ، اما او فاقد قدرت و تسلطی است که معمولا به طور سنتی قهرمانان از آن برخوردارند و در عوض ضعف ها و ناراحتی های بعضا روانی دارد. درواقع ضد قهرمان ها معمولا آدم های با خود بیگانه و تک افتاده ای هستند که روحیات ترد و شکننده ای دارند ، اما در عین حال اصول اخلاقی و ویژگی های رفتاری منحصر به فردی دارند که سبب می شود با محیط اطراف و جامعه شان در تضاد باشند.
ضد قهرمان های عرصه ادبیات که در اصل محصول صنعتی شدن جوامع و فروپاشی باورها و ارزش های سنتی اند ، نسبت به ضد قهرمان های عرصه سینما که بیشتر ثمره جنگ های خانمان سوز قرن بیستم ، مشکلات اقتصادی ، عصیان ، جابه جایی ارزش ها و ازبین رفتن ارزش های اخلاقی اند ، آدم های ضعیف تر و از نظر روانی نابهنجار تری هستند.
اولین ضد قهرمان های تاریخ سینما را می توان در ضد قهرمان های فیلم های گانگستری دهه ۱۹۳۰ یافت ، شخصیت هایی نظیر نقش جیمز کاگنی ( James Cagney ) در دشمن جامعه ( ۱۹۳۱- The Public Enemy ) ، ساخته ویلیام ولمن و پل مونی ( Paul Muni ) در صورت زخمی ( ۱۹۳۲ – Scarface ) ساخته هاوارد هاکس ( Howard Hawks ) که چهره های ضد اجتماعی و نیز کامیاب سال های رکود اقتصادی آمریکا در اوایل دهه ۱۹۳۰بودند. این شخصیت ها پیرو اصول خاصی بودند که آن را برای حرفه شان تدوین کرده بودند و نیز برای بقاء در جامعه ای که هیچ اعتمادی به آن نبود ، ولی در عین حال در انتها به سزای اعمال خلاف خود می رسیدند. بعدها این ضد قهرمان ها شخصیتی را خلق کردند که همفری بوگارت ( Humphrey Bogart ) در بسیاری از فیلم هایش به نمایش گذاشت ، یعنی ضد قهرمانی رومانتیک ، مردی جدا مانده از اجتماع و در عین حال تا حدودی برتر از جهان دور و برش که می تواند انواع احساسات ، عشق ، خشم ، حرص و حتی ضعف را از خود بروز دهد ، ولی وقتی لازم باشد خشن و قوی هم خواهد بود. از جمله این دست فیلم های همفری بوگارت می توان به شاهین مالت ( ۱۹۴۱- The Maltes Falcon ) ، کازابلانکا ( ۱۹۴۲- Casablanca) و داشتن و نداشتن ( ۱۹۴۵ – To Have And Have Not) اشاره کرد
در سال های بعد چهره های ضد قهرمان در سینما هم جوان تر و هم احساساتی تر شدند و از آنها تصویری دوست داشتنی تر و انسانی تر به نمایش در آمد ، شخصیت هایی که دنیای اطرافشان برای آنها تنگ است و خواهان عصیان و سرکشی اند. از چهره های شاخص این ضد قهرمان ها می توان به نقشی که جیمز دین در شورش بی دلیل ( ۱۹۵۵ – Rebel Without A Cause ) یا مارلون براندو ( Marlon Brando ) در وحشی ( ۱۹۵۴- The wild) بازی کردند ، اشاره کرد. این نحوه برخورد و شخصیت سازی از ضد قهرمان تا جایی پیش رفت که ضد قهرمان ها حتی اگر جانی و بزهکار نیز بودند محبوبیت داشتند ، این نوع شخصیت پردازی در فیلم بانی و کلاید ( ۱۹۶۷- Bonnie And Clyde ) به اوج خود رسید که قصه زندگی دو گانگستر و قاتل را به نمایش می گذاشت که در نزد تماشاگران بسیار محبوب شدند. در دهه هفتاد ضد قهرمان جدیدی در سینما به نمایش در آمد که اوج آن را در شخصیت رابرت دنیرو در فیلم راننده تاکسی ( ۱۹۷۶- The Taxi Driver) می توان دید. ضد قهرمانی که به تصور خود قصد دگرگونی و بهتر کردن اوضاع جامعه ای را دارد که در آن زندگی می کند و به ارزش های اخلاقی او احترام نمی گذارد. این ضد قهرمان با بعد روانی شخصیتش به ضد قهرمان های عالم ادبیات نزدیک تر شد.
در هر حال ضد قهرمان ها بیشترین گرایش امروز سینما به شخصیت ها هستند ، زیرا تنوع بیشتری دارند و در عین حال همراهی تماشاگر با آنها بسیار بیشتر است.
هر فیلم نامه شامل دو بخش است :
• شناسنامه فیلم نامه
• متن اصلی
شناسنامه فیلم نامه
شناسنامه فیلم نامه ، نشان دهنده مشخصات فیلم نامه است. هر شناسنامه به طور معمول دارای حداقل سه صفحه و حداکثر ده صفحه است.
• در صفحه اول ، نام فیلم نامه ، نام فیلم نامه نویس و تاریخ اتمام آن ذکر می شود.
هر فیلم نامه نویسی موظف است ، نامی مناسب برای فیلم نامه اش انتخاب کند. این نام می تواند حقیقی باشد و یا مجازی. در نام گذاری بهتر است فیلم نامه نویس به کسانی که فیلم را تماشا خواهند کرد نیز توجه داشته باشد. برای مثال اگر فیلم نامه برای فیلم های کودکان نوشته می شود ، نام آن ساده باشد تا کودک بتواند آن را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند ولی بر عکس اگر فیلم نامه برای فیلمی خاص و با دیدگاه فکری و فلسفی ویژه ای و برای قشر خاصی مانند روشن فکران نوشته شده نام آن کمی سنگین باشد ، به نحوی که خود به تنهایی دارای معانی زیادی باشد.
ذکر نام فیلم نامه نویس هم در صفحه اول الزامی است. اگر به دلایلی فیلم نامه نویس نمی خواهد نام واقعی خود را ذکر کند باید از نام مستعار استفاده کند زیرا خالی گذاشتن محل آن جایز نیست.
زمانی را که فیلم نامه به پایان رسیده است ، باید در صفحه اول و زیر نام فیلم نامه نویس به صورت عددی ذکر شود. اگز پس از آن فیلم نامه بازنویسی شود ، تاریخ بازنویسی به جای تاریخ قبلی نوشته می شود.
• در صفحه دوم فهرست کامل نقش های فیلم نامه ذکر می شود.
فیلم نامه نویس باید لیستی از کلیه نقش های موجود در فیلم نامه تهیه کند و همچنین سکانس هایی را که این نقش ها در آن حضور خواهند داشت ذکر کند. ترتیب نوشتن نقش ها بر اساس تعداد سکانس هایی است که در آن حضور خواهند داشت. اگر دو یا چند نقش ، تعداد سکانس های برابر داشتند بر اساس اهمیت نقش ها آن ها را در لیست قرار می دهند.
• از صفحه سوم به بعد ، خلاصه داستان فیلم نامه نوشته می شود.
برای پی بردن به داستان فیلم نامه و محتوای کلی آن ، فیلم نامه نویس باید خلاصه ای از داستان فیلم نامه را بدون به کار بردن اصطلاحات فنی و تا حد ممکن کوتاه بنویسد. در نوشتن این خلاصه باید دقت زیادی داشت ، زیرا قضاوت اشخاص و کسانی که قیلم نامه را به دستشان می دهیم ، در نظر اول تنها متکی به همین خلاصه داستان است.
متن فیلم نامه
برای نوشتن متن اصلی فیلم نامه ، ابتدا فیلم نامه نویس باید داستان مورد نظر را به سکانس های مختلف تقسیم کند. سکانس را افراد مختلف به صورت های گوناگون تعبیر و تفسیر می کنند ولی تعری مصطلح آن در فیلم نامه نویسی بر اساس مکان هایی است که داستان در آن اتفاق می افتد. البته این تقسیم بندی باید کمی منعطف باشد تا از زیاد شدن تعداد سکانس ها و سخت شدن نگارش فیلم نامه جلوگیری شود. زیرا مثلا حرکت یک دانش آموز ، برای رفتن از خانه به مدرسه ، ممکن است بر اساس مکان هایی که دانش آموز می رود ( عبور از چند خیابان مختلف) چندین سکانس شود ولی در فیلم نامه آن را یک سکانس در نظر می گیریم.
مشخصات سکانس
مشخصات سکانس که در صفحه اول هر سکانس نوشته می شود ، نکاتی هستند که در حقیقت مانند یک راهنما عمل می کنند و به گروه سازنده در مرحله فیلم برداری کمک می کنند تا کار فیلم برداری را راحت تر ، سریع تر و بدون اشتباه انجام دهند.
مشخصات سکانس شامل ۱۰ نکته است که این نکات عبارت اند از :
شماره سکانس ، وضعیت صحنه ، زمان فیلم برداری ، مکان فیلم برداری ، تعداد نما( پلان) ، نقش های موجود در این سکانس ، وسایل مورد نیاز ، آدرس محل فیلم برداری و ملاحظات.
ذکر شماره سکانس ، وضعیت صحنه ، زمان و مکان فیلم برداری الزامی است اما باقی موارد تا حدودی اختیاری است.
در بالای صفحه مشخصات سکانس یک ردیف ستون افقی یا عمودی چهار خانه به صورت زیر می کشند. خانه اول را به شماره سکانس ، خانه دوم را به وضعیت صحنه ، خانه سوم را به زمان فیلم برداری و خانه جهارم را به مکان فیلم برداری اختصاص می دهند.
شماره سکانس | وضعیت صحنه | زمان فیلم برداری | مکان فیلم برداری |
شماره سکانس : شماره سکانس را معمولا به دو صورت عددی و حروفی در خانه اول از سمت راست جدول یادداشت می کنند.
وضعیت صحنه : وضعیت صحنه یا داخلی است یا خارجی.
داخلی به فضاهایی گویند که سر بسته است و در روز ، نور خورشید نمی تواند وارد آنها شود و یا بسیار کم وارد می شود. و برای فیلم برداری از آنها باید از نور مصنوعی استفاده کرد.
خارجی به فضاهایی گفته می شود که سر بسته نیست و در روز ، نور خورشید به آسانی وارد آن می شود.
با مشخص شدن نوع فضا ، فیلم بردار ، نور پرداز و کارگردان می توانند بفهمند چه ابزار ها و چه تکنیک هایی باید به کار ببرند.
زمان فیلم برداری : در این قسمت باید مشخص کرد که فیلم برداری در چه زمانی از شبانه روز مثلا روز یا شب باید فیلم برداری شود. مانند بالا برای فیلم برداری در ساعات مختلف ، فیلم بردار و نورپرداز باید تمهیدات ویژه ای بیندیشند.
مکان فیلم برداری : لازم است ، فیلم نامه نویس نام محلی را که فیلم برداری باید در آنجا انجام شود ذکر کند. در واقع ذکر نام محل برای این است که ، معمولا برای صرفه جویی در وقت و هزینه ، سکانس ها را با توجه به محل وقوعشان فیلم برداری می کنند ، نه بر مبنای توالی آنها ، برای مثال همه سکانس هایی را که قرار است در یک بانک فیلم برداری شود با هم می گیرند حتی اگر پشت سر هم نباشند.
مشروح سکانس
ابتدا هر سکانس به بخش های کوچکتری که پلان یا نما گفته می شود تقسیم می شود. سپس برای شرح سکانس به شرح این نماها پرداخته می شود که شامل موارد زیر است :
مشخصات صحنه : او باید صحنه ای را که این نما در آن روی می دهد توصیف کند. مثلا ابزار موجود در صحنه ، نوع قرار گرفتن آنها و …
حرکت بازیگر : فیلم نامه نویس باید اعمالی را که شخصیت های فیلم نامه انجام می دهند ، به حرکت های کوچکتری تقسیم کند و آنها را واضح شرح دهد.
افه های تصویری : برخی از افه های تصویری ، به ویژه آنها که گذر زمان و یا تغییر مکان را نشان می دهند می تواند از سوی فیلم نامه نویس بیان شود.
دیالوگ : هر گفت و گویی که باید بین شخصیت های فیلم نامه رد و بدل شود و نیز تک گویی و نریشن باید دقیقا ذکر شوند.
صدا : صداهایی که باید سر صحنه شنیده شوند مانند صدای چکیدن آب و حتی صدای یک پرنده که آواز می خواند باید ذکر شود.
به این ترتیب یک فیلم نامه به شیوه ای استاندارد نوشته می شود و آماده ارائه است.
برگرفته از http://cafe-dastan.ir
نویسنده، اولین کارگردانِ فیلمنامه است. برای این کار، نویسنده باید تک تک صحنههای فیلم را در ذهن خود تماشا کرده باشد. نویسنده باید از همه جزئیات صحنه آگاه باشد و همین موضوع باعث رخ دادن خطایی بزرگ در کار افراد تازهکار میشود: نوشتن زاویههای دوربین برای کارگردان و سینماتوگرافر و موارد تخصصی مربوط به تدوینگر.
وظیفه نویسنده این نیست که نحوه به تصویر کشیدن کلمات را در فیلمنامه توضیح دهد. این کار، مربوط به کارگردان است. و اگر قرار است کسی غیر از خودتان کار ساخت فیلم را بر عهده گیرد، راهنمایی کردن کارگردان، فیلمبردار و تدوینگر اصلا عاقلانه نیست. شما باید ماهرانه به نکتههای ظریف بصری بپردازید تا خواننده را هر چه بیشتر جذب متن کنید.
این کاملا قابل درک است که نویسندگان، فیلم را آنطوری که مینویسند ببینند؛ یعنی تشکیل شده از شاتهای مختلف. یک شات میتواند طولانی، کوتاه، ثابت یا متحرک باشد. در واقع، شات هر چیزی است که دوربین میبیند. و صحنهها از یک یا چند شات تشکیل شدهاند.

اما نویسنده نباید به نحوه ثبت شاتها یا تعداد آنها فکر کند. فکر کردن درباره چنین مواردی در مرحله پیش تولید و عکاسی اولیه فیلم آغاز میشود. چند کارگردان مختلف میتوانند یک فیلمنامه را به چندین شیوه مختلف به استوریبورد تبدیل کنند. یک نفر ممکن است از تصویری متحرک استفاده کند، در حالیکه دیگری ترکیبی از شات واید و بالای شانه (Over the Shoulder) را میپسندد.
همانطور که مشخص است، هزاران روش برای فیلمبرداری و انتقال یک صحنه از صفحه به تصویر موجود است. و نویسنده هیچگاه نباید خود را درگیر چنین مشکلاتی کند. اما اگر نباید وارد موارد مربوط به فیلمبرداری و کارگردانی شویم، پس چگونه اکشن و شات را توصیف کنیم؟
سوژه را به صورت بصری توصیف کنید. و سپس به شات بپردازید. هر چیزی که حائز اهمیت است، برای خواننده مشخص خواهد بود و اصلا مهم نیست که کارگردان از نمای نزدیک برای به تصویر کشیدن آن استفاده میکند یا شات واید. اگر شما، به عنوان نویسنده، وظیفه خود را به خوبی انجام داده باشید، سوژه همچنان اصلیترین المان صحنه خواهد بود.
برگرفته از https://1001boom.com
فضیلت و کیفیت دعای کمیل + متن دعا...
ما را در سایت فضیلت و کیفیت دعای کمیل + متن دعا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 16:26